به گزارش
سافتگذر ؛ فیلمهای تخیلی اغلب چشماندازی از آینده زندگی انسانها را نشان میدهند. یا بهتر بگوییم، آینده زندگی انسانها اغلب بر اساس فیلمهای تخیلی رقم میخورد که به دست کارگردانها ساخته میشوند. در این بین، کنترل دستگاههای دیجیتال به خصوص رایانهها با حرکت دست و انگشت آنقدر در فیلمها تکرار شده که دیگر وقتش است به واقعیت بپیوندد.
با آن که سن ماوس رایانهها از سن اغلب کاربران کنونی آن بسیار بیشتر است، استفاده از این دستگاه اشارهگر دو بعدی هنوز بهترین روش برای انتقال ورودیهای کاربران به رایانهها است. در دهههای بعد از اختراع ماوس، جویاستیکها، پدالهای پایی، دستگاههای ورودی با شتابسنج، ترکبالها، قلمها و لوازم جانبی منحصر به فرد دیگری به عنوان جایگزین معرفی شدهاند.
اما بسیاری از آن دستگاهها برای کاربردهای استثنایی و یا استفاده معلولین طراحی شده بودند. در حقیقت، تنها صفحات لمسی و ترکپدها به عنوان جایگزینهایی برای ماوس محبوب شدند. با این حال حتی آن دستگاههای محبوب نیز برای جایگزینی ماوسهای ارزانقیمت و پای ثابت رایانهها، مناسب نیستند.
کنترلر «جهشحرکت» LeapMotion یکی دیگر از این دستگاههاست، البته یکی از جالبترین آنها. کمپانی جهشحرکت این دستگاه را به عنوان الگویی جدید در میان دستگاههای ورودی انسانی معرفی و این امکان را برای کاربران فراهم کرده که با حرکات موجی و ضربات آرام و سریع انگشت کارهای خود را در دنیای دیجیتال انجام دهند، حرکات و ضرباتی که در حال حاضر انجام آنها وظیفه صفحهکلیدها، ماوسها و صفحات لمسی است. اما کنترلر جهشحرکت دقیقاً چیست و چگونه کار میکند؟
به گزارش
سافتگذر ؛ این دستگاه بسیار کوچک، کمی بزرگتر از یک فلش یواسبی است، با این وجود درون آن دو دوربین و سه الایدی اینفرارد وجود دارد. این دستگاه با استفاده از این اجزا قادر به دنبال کردن حرکات دست و انگشتان در هر سه بعد است. شبیه به این فناوری را در جاهای دیگر هم دیدهایم، برای مثال کینکت مایکروسافت، بنابراین به نظر میرسد که جهشحرکت تازگی کمتری دارد. با این وجود حداقل با استفاده از فناوری جهشحرکت برقراری ارتباط با رایانه کمی تازگی دارد، اگر نگوییم سحرآمیز است.
دشوار است که این فناوری را در کنار فناوریهای موجود مانند کینکت قرار ندهیم، اما بهتر است به این مسئله نیز اشاره کنیم که جهشحرکت با دقت فوقالعادهای کار میکند. کنترلر قادر است که کوچکترین حرکات (روی کاغذ، یک صدم میلیمتر) را بدون تأخیری محسوس شناسایی کند. با وجود این دقت خارقالعاده، دستگاه مطمئناً بیاشکال هم نیست. درباره اشکالات آن در ادامه صحبت خواهیم کرد.
اولین برخورد و راهاندازی
کنترلر جهشحرکت در جعبهای کوچک و محکم بستهبندی شده است که حس لوکسی به انسان میدهد. در داخل این جعبه، دستگاه اصلی کنترلر را به همراه دو کابل یواسبی 3 مییابید که طول آنها متفاوت است، یکی از آنها 1.8 متر و دیگری 60 سانتیمتر طول دارد. کمپانی جهشحرکت به خوبی توانسته دستگاهی بسازد که با وجود قیمت 80 دلاری، حس کاملاً لوکسی را به کاربر بدهد.
دستگاهی که ما برای بررسی دریافت کردیم راهنمایی نداشت. اما اولین چیزی که کاربران باید بدانند این است که سطح براق دستگاه باید در بالا قرار بگیرد و سطح دیگر آن که دارای یک الایدی سبزرنگ است باید رو به خودشان باشد. برای مشاهده دستورالعمل راهاندازی از کاربران خواسته شده که به سایت leapmotion.com/setup مراجعه کنند، که در واقع لینکی به آخرین نرمافزار کنترلر است.
پس از نصب نرمافزار، کاربران با پیشنمایشی برای آشنایی با دستگاه روبرو میشوند. البته این نمایه الزاماً یک برنامه آموزشی نیست؛ بلکه ابزاری است که به «شگفتزده شدن» شما منجر میشود؛ ترکیبی از موسیقی مدرن و تصاویر بسیار زیبایی که نشان میدهد وقتیحرکت دستهایتان را در هوا تکان میدهید کنترلر چه چیزی «میبیند.» اگرچه این نمایه در نشان دادن چگونگی استفاده از دستگاه کار زیادی برایتان نمیکند، اما این جاست که قابلیتهای جهشحرکت را در مییابید، و تجسم میکنید.
در حالت ایدهآل، بخش اصلی جهشحرکت روبروی صفحهکلید شما قرار میگیرد. البته تجربه شخصی من میگوید قرار دادن آن در کنار صفحهکلید، هنگام تایپ و یا حرکات معمول دست در کنار میز باعث تشخیص حرکتهای ناخواسته میشود. البته حرکت دستها در فضا در زمانی طولانی باعث خستگی زیادی میشود، اما برای کاربردهای غیر مداوم خستهکننده نیست.

نرمافزار از من خواست که دستگاه را با اشاره به سوی یک سطح براق و حرکت آن به اطراف کالیبره کنم. در عین حال که دستگاه حرکت میکند و به نوسان میافتد، «صفحه را نقاشی میکنید» تا زمانی که به نمره کالیبره خوبی برسید. باید صادقانه بگویم که کمی گیج شدم. هنگام حرکت دادن دستگاه در جلوی آینه سؤالی که از خود پرسیدم این بود: «آیا این کار را دارم به درستی انجام میدهم؟» جهشحرکت میگوید در مقابل هر نوع سطح انعکاسدهندهای امکان کالیبره کردن وجود دارد، اما آینه ایدهآل است. جالب این که من نتوانستم آن را با استفاده از آینه درجهبندی کنم. داشتم ناامید میشدم، اما تصمیم گرفتم کالیبره کردن را روی صفحهنمایش 27 اینچی مات خودم هم امتحان کنم. این بار نتیجه شگفتانگیز بود. من که نمیدانم، خودتان فکر کنید ببینید چرا. به هر حال، اگر انصاف بدهیم کالیبره دستگاه هیچ نیازی به تنظیم هم نداشت و از همان اول به خوبی کار میکرد.
یک سیستمعامل دیگر بر مبنای اپلیکیشن
کاربران با شروع به استفاده از این دستگاه در خارج از محیط آزمایشی نیاز خواهند داشت که به «فروشگاه برنامههای حریم هوایی جنبشحرکت» Leap Motion’s Airspace app store مراجعه کنند. از آن جایی که این دستگاه ورودی سه بعدی ارائه میکند، برنامههای خاص باید با توجه به این نکته طراحی شوند که بتوانند جهشحرکت را به خوبی پشتیبانی کنند. این نکته نیز باید ذکر شود که استفاده از این دستگاه به عنوان جایگزینی برای ماوس که حرکاتی دو بعدی دارد هم ممکن است، اما یک هشدار جدی به کاربران: این کار واقعاً خستهکننده است.
به گزارش
سافتگذر ؛ «حریم هوایی» نام داشبورد جذاب جهشحرکت است که به منظور مدیریت برنامهها به کار میرود و هم برای رایانههای شخصی و هم برای مکینتاش قابل دسترس است. از لحاظ ویژگیها و ساختار چیز زیادی ندارد، اما به نظر جذاب میآید و آن چه را که از آن انتظار میرود انجام میدهد. اگر چه نصب برنامهها در کل کاری است که متشکل از پیدا کردن، اشاره کردن و کلیک کردن، اما نصب «برنامههای وابسته» و ضروری کاری طاقتفرساست.
برای مثال، نصب بازی «طناب را ببر» Cut the Rope هشداری را صادر میکند مبنی بر این که به مایکروسافت .NET 4.0 و XNA Framework 4.0 نیاز است. حریم هوایی لینکهایی را نشان میدهد که با کلیک بر آنها میتوانید هر کدام از این بستهها را دانلود و نصب کنید. آنچه بیشتر آزاردهنده است، این که این برنامهها از قبل روی رایانه من نصب هستند. شاید نصب نبودن این برنامههای وابسته به صورت پیشفرض، دلایل فنی یا مجوزی داشته باشد، اما امیدوارم در آینده کمبود اینگونه برنامهها را خود نرمافزار اصلی تشخیص دهد و کاربر بتواند تنها با یک کلیک آنها را به راحتی نصب کند.
«کنترل پنل جهشحرکت» به شما تنظیمات بسیار زیادی را برای تنظیم دقیق دستگاه میدهد، از جمله میزان حرکت در راستای عمود و دقت و سرعت ردیابی. برای خود من ارتفاع «خودکار» (در حدود 22 سانتیمتر) و «حالت متعادل» بهترین تنظیمات بودند. راست کلیک کردن بر روی آیکن کنار ساعت ویندوز این امکان را به شما میدهد که تصویرساز جهشحرکت را اجرا کنید که هر وقت خواستید با ترسیم خطوطی بیشمار جهت و شکل حرکت دستتان را به زیبایی نشان میدهد. همچنین میتوانید ردیابی کردن دستگاه را متوقف کنید و یا از سر بگیرید.
کنترل کردن جهشحرکت
استفاده از کنترلر بسیار ساده است. دستگاه جهشحرکت حوزه دید نسبتاً وسیعی در بالای خود دارد. هنگامی که دست خود را در حوزه دید مخروطی آن قرار میدهید، یک دایره (یا چند دایره در صورت چندلمسی) بر روی صفحهنمایش ظاهر میشود که به شما نشان میدهد دست و انگشتان شما پیش از آغاز کار با دستگاه کجا بوده است. در صورتی که بخواهید چیزی را بر روی نمایشگر فشار دهید یا کنترل کنید، کافی است دست خود و یا انگشتان خود را به سمت جلو دراز کنید، تا زمانی که به مانعی نامرئی برسید. گذشتن دست از این «دیوار» نادیدنی لازم است تا دستگاه جلو بردن یا حرکت موجی دست شما را به عنوان کلیک یا کشیدن swipe تلقی کند.
به گزارش
سافتگذر ؛ جهشحرکت باید به شما این امکان را بدهد که در محدوده سه بعد بچرخید، بگیرید، زوم کنید و به اطراف حرکت کنید. با در نظر گرفتن این مسئله فکر میکنم که برنامه «گوگل ارث» بازی ایدهآلی برای آزمایش این دستگاه باشد.
پس از ورود به برنامه، پیش از آن که روبروی کره زیبایمان یعنی زمین قرار بگیرم، تنها چیزی که نیاز داشتم آن بود که دست خود را دراز کنم و آن را بگیرم. بنابراین این کار را انجام دادم... اما متأسفانه نتوانستم. کوچکترین تکان ناگهانی انگشتانم باعث میشد که زمین به شکل دیوانهواری به دور خود بچرخد، حرکتی که میتوانست تمامی ساکنان آن را به فضا پرتاب کند.
البته به این کار ادامه دادم. در حین انجام این کار حرکتهای مفیدی را کشف کردم؛ مشت کردن دست به منظور متوقف کردن چرخش، باز کردن دست به منظور کاهش دادن سرعت چرخش و غیره. حتی در اینترنت به دنبال حرکات دست گشتم. البته در نهایت هم احساس نکردم که کنترل گوگل ارث به کمک جهشحرکت را به طور کامل یاد گرفتهام. اما این تجربهای بود که رابطه من را با این دستگاه بهبود بخشید: کارش بسیار عالی است، اما در ارتباط با گوگل ارث کمی مشکل دارد. ورودیها/خروجیها همیشه آن چیزی نیستند که انتظار آن را دارید و عدم درک کامل دستگاه از منظور شما گاهی اوقات خستهتان میکند.
اگر به سه بعدی بودن کاربری دستگاه توجه نکنید، «طناب را پاره کن» مثال خوبی از کاربرد کنترلر جهشحرکت است. دلیل مناسب بودن این بازی آن است که کنترلش آسان است و ارتباط برقرار کردن با آن کار دشواری نیست؛ تنها کافی است که دست خود را به سرعت از روی طنابهای کارتونی حرکت دهید.
«فشار دادن» دکمههای مجازی در هر برنامهای میتواند کمی سخت باشد، چرا که باید دست خود را به دقت و به یک اندازه بسیار خاص جلو ببرید، و الا نمیتوانید به هدف خود دست یابید. با این حال، حتی هنگامی که مانند لیزر به دقت بر روی دکمهای لمسی تمرکز کردهاید، باید مراقب "مانع نامرئی" باشید؛ دیواری که حرکات را از اعمال ناخواسته متمایز میکند. هنگامی که از این مانع نامرئی عبور میکنید، انگشت شما شروع به «کلیک کردن» و ضربه زدن به چیزها میکند. البته درک این مسئله که این مانع در واقع در کجا قرار گرفته است کمی نیازمند تمرین است.
نیاز به گفتن نیست که فشار دادن دکمهها به مرور آسانتر میشود، اما قابل انکار هم نیست که در ابتدا کاری بسیار دشوار است. برخی از نرمافزارها مانند «طناب را ببر»، «تشریح قورباغه»، «کورل فریاستایل» با درک این مشکل، ویژگی انتخاب خودکار را به کار بردهاند و در صورتی که به مدت چند ثانیه بر روی دکمهای تأمل کنید، عمل فشار دادن آن دکمه را برای شما انجام خواهند داد. به نظر من این ویژگی بسیار خوب است و برنامههایی که از این ویژگی بهره ببرند قطعاً در دفتر من یک امتیاز مثبت خواهند گرفت.
در مورد تشریح قورباغه باید بگویم که واقعاً از نبود تعامل مستقیم در این برنامه متأسف شدم. شاید خشونتآمیز و البته سادهلوحانه به نظر برسد، اما در واقع امیدوار بودم که بتوانم با دستان خودم پوست قورباغه را «بکنم» و در اندام داخلی آن بگردم. البته تا الآن باید متوجه شده باشید که این برنامه به این روش کار نمیکند؛ در این تجربه به چیزی دست نمیزنید. این برنامه مطمئناً یک ابزار آموزشی خوب به منظور یادگیری بخشهای داخلی یک قورباغه است، اما با توجه به اینکه این برنامه از برنامههای پیشنهادی دستگاه است، فکر نمیکنم راه خیلی خوبی برای نشان دادن قابلیتهای کنترلر باشد. انجام این کار با یک ماوس یا صفحه لمسی بسیار آسانتر است و فکر نمیکنم چیزی از کنترلر جهشحرکت کمتر داشته باشد.
به گزارش
سافتگذر ؛ «توپ بووم» نیز یک برنامه پیشنهادی آموزشی است که کار خود را در نشان دادن ویژگیهای جهشحرکت به خوبی انجام میدهد. این برنامه در واقع نسخه سه بعدی «بریکآوت» است و در واقع به یک بازی کلاسیک عمق (به معنای واقعی کلمه) داده است. این برنامه شباهتی به «اسکایریم» ندارد، اما بسیار شبیه به تنیس عمل میکند؛ بازیکن توپ را به جلو پرتاب میکند، توپ یک مشت چیز را میشکند و به عقب بازمیگردد. حرکت سریع دست شما زاویه راکت را نیز تغییر میدهد و اینگونه میتوان توپ را به سمت مورد نظر هدایت کرد.
من خیلی دوست داشتم با «کورل پینتر فریاستایل» Corel Painter Freestyle کار کنم، اما دریافتم که ورودی کاربر در این برنامه بسیار حساس است و نشانگر دائماً میلرزد. نمیدانم چرا، ولی این برنامه را خیلی زود کنار گذاشتم. از نظر من اصلاً قابل استفاده نبود. فریاستایل احتمالاً از میزان حرکت حسگر جهشحرکت در راستای جلو و عقب برای تعیین فشار روی قلمموها و سایر ابزارها استفاده میکند، علاوه بر امکان حرکت روی محورهای X و Y معمولی که ماوس و صفحات لمسی خازنی ارائه میکنند.
استفاده کاربردی از جهشحرکت... آری یا خیر؟
همانگونه که پیش از این مطرح شد، برنامهها باید به منظور بهره بردن از مزایای ورودی سهبعدی منحصربهفرد کنترلر طراحی شوند. در نرمافزاری که این گونه نباشد، همواره برنامه «بدونلمس» touchless موجود است که در پسزمینه اجرا میشود و این امکان را به شما میدهد که به جای ماوس از حرکات دست و انگشتانتان استفاده کنید. گذشته از اینها، جهشحرکت رایانه شخصی شما را به یک صفحه لمسی تبدیل میکند. ابتدا به نظرم آمد که برنامه بدونلمس بسیار خوب کار میکند، اما به هیچ دردی نمیخورد. طی یک تلاش مذبوحانه توانستم در بخشهای مختلف رابط کاربری مدرن ویندوز 8 جابهجا شوم. دهها کار هم اتفاقی انجام دادم که هیچکدام را خودم نمیخواستم انجام بدهم. اگر چه تجربه اولیه من به منظور هدایت ویندوز با جهشحرکت کمی دشوار بود، اما موجب شد اطرافیانم خندهای درست و حسابی بکنند. خلاصهاش را بگویم: هنوز با کنترل رایانههایمان به روش فیلمهای تخیلی تام کروزی فاصله زیادی داریم.

بعد از چند بار تلاش مجدد و استفاده از بدونلمس بالأخره توانستم از آن برای کنترل رایانه استفاده کنم. نکته آن است که این کار را به آرامی انجام دهید و بسیار دقیق عمل کنید. اما به نظر من که این کار بیش از آن که ارزشش را داشته باشد دشوار بود. قطعاً برای استفاده از رابط کاربری ویندوز 8 استفاده از ماوس و صفحهکلید را به شما توصیه میکنم.
ظاهراً برنامههای ثالثی نیز وجود دارند که به استفاده از جهشحرکت کمک میکنند. اگرچه از این برنامهها روی ویندوز استفاده نکردم، اما استفاده از «ابزار لمس بهتر» BetterTouchTool برای مکینتاش به نظرم جالب آمد. همچنین دریافتم که برخی از مردم نیز خود برنامههایی نوشتهاند تا بتوانند با آنها کارهای بسیار جالبی انجام دهند. مثلاً یک نفر سعی کرده بود با برنامهای که نوشته بود از کنترلر برای بازی «زمینهای مرزی 2» استفاده کند، اگر چه کار کردن با آن به «ساعتها تمرین» نیاز داشت.
نتیجهگیری
اعتراف میکنم که کنترلر جهشحرکت چیزی است که دوست دارم عاشقش بشوم. خیلی جذاب است. با این وجود تجربه من از این دستگاه نشان میدهد که دستکم در حال حاضر تنها یک «اسباب بازی» خوب است، نه آن چه که به عنوان دستگاهی برای استفاده هر روزه به کار رود. البته نظر شما ممکن است متفاوت باشد.
شاید حرف مرا قبول نداشته باشید، اما به نظر میرسد که یکی از نقاط ضعف بزرگ کنترلر ناتوانی آن در ارائه دقت صد درصد و خواندن ذهن شما به صورت همزمان است. این دستگاه بسیار حساس است و واقعاً کوچکترین حرکات را تشخیص میدهد. دقت آن واقعاً مرا شگفتزده کرد. اما اشکال کنترلر این است که انحراف 87 درجهای انگشتان من یا لرزش دستانم بر اثر کافئین را اصلاح نمیکند. در واقع اصلاح میکند، اما نه همیشه. گاهی اوقات برخی از ضربههای ناخواسته را با اشاره کردن اشتباه میگیرد؛ گاهی اوقات نیز رد انگشتی را گم میکند، چرا که انگشتی دیگر به صورت عمودی با آن همپوشانی پیدا میکند. این موارد غیرقابلپیشبینی هستند، اما به هر حال موجب کارهای ناخواستهای میشوند که کار با دستگاه را بسیار خستهکننده میکند.
به گزارش
سافتگذر ؛ اکثراً دقت دستگاه هیچ مشکلی ندارد. اما برای آن که جهشحرکت خوب کار کند، باید بهتر تشخیص دهید که میخواهید چه کار کنید. بهترین مثال، تلاش برای «فشار دادن» دکمه نرمافزاری در یک برنامه است. دستم را واقعاً ثابت و متمرکز نگه میداشتم، بعد آن را تا جایی که امکان داشت مستقیم جلو میبردم، اما باز هم گاهی اوقات نمیتوانستم به هدف بزنم. من روبات نیستم و هرگز هم نمیتوانم مثل یک روبات دقیق حرکت کنم. متأسفانه آنچه در مورد جهشحرکت بیشتر در ذهنم باقی ماند دفعاتی بود که اشتباه کردم، نه دفعاتی که توانستم به هدفم برسم. کنترلر جهشحرکت عالی است، اما بینقص نیست.

حال این مسئله مطرح میشود: «با این دستگاه جهشحرکت چه کاری میتوانم بکنم؟!» این سؤال البته درباره تبلتها، ماوس و حتی خود رایانههای شخصی خانگی نیز، اگر به اندازه کافی در زمان به عقب برگردید، هم مطرح شده است. به نظرم بسیاری از کاربران تازهکار در کار با این کنترلر با مشکلات غیرمنتظرهای مواجه خواهند شد، به ویژه با در نظر گرفتن خلاقیت پایانناپذیر سازندگان نرمافزارها و سختافزارها. البته تا به حال برنامههای معدودی ساخته شدهاند که با جهشحرکت مانند یک صفحه لمسی رفتار کنند. متأسفانه، در بسیاری از موارد، این مسئله باعث میشود به فکر بیفتید که اصلاً چرا باید از یک کنترلر جهشحرکت استفاده کنید. همانگونه که به نظر میرسد، «فکر کردن» در فضای سه بعدی کمی دشوار است. اگرچه کنترل جهشحرکت بسیار کاربرپسند است، اما باز هم نیاز به ایجاد هماهنگی بین دست، چشم و ذهن کاربر نیاز است. البته با گذشت زمان فرد به آن عادت میکند؛ مطمئناً تجربه من با ادامه کار با آن بیشتر خواهد شد، اگر چه تردیدی ندارم که فضا برای پیشرفت بسیار است.
پس از گذشت چند روز، تجربه من در کار با کنترلر جهشحرکت به لحظاتی همراه با شادی، شگفتی و نیز خستگی منجر شد. با برنامههای خوبی مانند طناب را ببر، توپ بووم، فروت نینجا و یا حتی گوگل ارث (اگر بتوانید با آن کنار بیایید)، کار با دستگاه بسیار جالب و مفرح خواهد بود. مطمئناً ماوس برای برخی از برنامهها بهتر است، زمانی که بازیهای تفریحی میکنید، شاید حتی سختی کار با کنترلر خودش به یک نوع بازی تبدیل شود. از طرف دیگر، در کار با برنامهای نامناسب، مثلاً وقتی تلاش میکنید رایانه را با برنامه بدونلمس کنترل کنید، یا با انگشتان خود در برنامه فوقحساس فریاستایل نقاشی کنید، دقیقاً عکس حالت قبلی اتفاق میافتد و سختی کار با کنترلر اعصابتان را خرد میکند.
به گزارش
سافتگذر ؛ با در نظر گرفتن آنچه که گفته شد، به نظر میرسد بهترین کاربرد برای کنترلر جهشحرکت، بازی کردن است. مجموعه روبهرشد بازیهای تبلتها که از طریق فروشگاه حریم هوایی قابل دسترس هستند عموماً با دستگاه سازگاری خوبی دارند و از ویژگیهای آن به منظور ایجاد تجربهای منحصر به فرد و لذتبخش به خوبی استفاده میکنند. در کل باید اینگونه گفت: کنترلر جهشحرکت برای بازی خوب است، اما برای کار بد است.
امتیاز: 70 از 100
نقاط قوت: قابلیتهای ردیابی عالی به نسبت نسل اول یک دستگاه؛ استفاده اندک از منابع سیستمی مثل رم یا پردازنده؛ قیمت نه چندان بالا. در کل: یک وسیله خوب برای بازی
نقاط ضعف: کنترل دشوار برنامهها (البته بسته به نوع برنامه)؛ تنها مناسب برای بازیهایی که حرکات سادهای دارند؛ عملکرد ضعیف در برنامههای جدی و کاری