
بررسیهای فنی نشان میدهد لپتاپهای مجهز به RTX Spark انویدیا و دستگاه DGX Spark، برخلاف تفاوت در ظاهر و کاربری، از یک طراحی تراشه مشترک با نام GB10 بهره میبرند. با این حال، آنچه تجربه واقعی را متفاوت میکند، نه صرفاً مشخصات سیلیکون، بلکه فریمور (Firmware)، سرعت حافظه و نحوه مدیریت حافظه مشترک در ویندوز و لینوکس است.
یک سیلیکون، دو نام تجاری
در بررسی HP OmniBook Ultra 16 با RTX Spark، شناسه SoC، هستههای CPU، GPU و حتی آدرسهای ثبات (Register) در فریمور با GB10 یکسان گزارش شده است. هر دو تراشه ۱۰ هسته Cortex-X925 و ۱۰ هسته Cortex-A725 دارند و GPU نیز ۴۸ SM، قابلیت محاسباتی CUDA 12.1 و حداکثر فرکانس ۳۰۰۳ مگاهرتز را نشان میدهد. شناسه PCIe GPU نیز بسیار نزدیک است و درایور متنباز انویدیا GB10 را در سطح داخلی GB20B میشناسد؛ همان شناسهای که RTX Spark استفاده میکند.
با این وجود، نمیتوان با قطعیت گفت که هیچ بخشی از Die در یکی از SKUها غیرفعال نشده است. تفاوتهای اصلی بیشتر به تصمیم فریمور و سیستمعامل برای فعال یا غیرفعال کردن قابلیتها بازمیگردد.
حافظه سریعتر و تأثیر آن بر LLMهای محلی
هر دو دستگاه ۱۲۸ گیگابایت حافظه LPDDR5X روی گذرگاه ۲۵۶ بیتی دارند، اما سرعت حافظه در RTX Spark برابر ۹۴۰۰ MT/s و در DGX Spark برابر ۸۵۳۳ MT/s است. این تفاوت پهنای باند نظری را از حدود ۲۷۳ گیگابایت بر ثانیه در GB10 به حدود ۳۰۰ گیگابایت بر ثانیه در RTX Spark میرساند. در آزمون خواندن GPU روی بافر ۲ گیگابایتی، RTX Spark به ۲۸۲.۹ و GB10 به ۲۳۹.۸ گیگابایت بر ثانیه رسید؛ یعنی اختلاف حدود ۱۸ درصد به سود لپتاپ.
در آزمون STREAM triad با بارگذاری همه ۲۰ هسته CPU، RTX Spark پهنای باند ۱۴۲.۵ گیگابایت بر ثانیه و GB10 برابر ۱۱۶.۲ گیگابایت بر ثانیه ثبت کرد. تأخیر حافظه اما در برخی سناریوها به سود GB10 است. برای مدلهای زبانی محلی (Local LLM)، پهنای باند حافظه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تولید توکن (Token Generation) تا حد زیادی به سرعت خواندن وزنهای مدل از حافظه وابسته است. در آزمون با مدل Qwen 3.8 Flash Next با کوانتیزه Q4_K_M در llama.cpp، سقف نظری حدود ۵۸ توکن بر ثانیه برای RTX Spark و ۴۹ توکن بر ثانیه برای GB10 برآورد شده است.
توان محاسباتی نزدیک، رفتار حرارتی متفاوت
در توان خام محاسباتی، دو تراشه بسیار نزدیک هستند. توان FP16 Tensor در RTX Spark حدود ۱۲۳.۹ و در GB10 حدود ۱۲۴.۳ ترافلاپس (TFLOPS) گزارش شده است. FP8 حدود ۲۵۰ ترافلاپس، INT8 حدود ۲۵۰ TOPS و FP32 نیز بهترتیب ۲۹.۵۶ و ۲۹.۸۳ ترافلاپس است. در بارگذاری پایدار ۶۰ ثانیهای FP16، هر دو GPU حدود ۲.۵۲ تا ۲.۵۶ گیگاهرتز کار کردند و بین ۴۴ تا ۴۹ وات مصرف داشتند. لپتاپ در همان توان، پنج تا ده درجه گرمتر بود و دمای اوج آن به ۷۱ درجه سانتیگراد رسید.
محدودیت توان نیز متفاوت است: GB10 برای کل SoC توان طراحی حرارتی (TDP) ۱۴۰ وات دارد و DGX Spark از منبع تغذیه ۲۴۰ وات استفاده میکند، در حالی که لپتاپهای RTX Spark در بازه ۴۵ تا ۸۰ وات ردهبندی میشوند. نسخه رومیزی RTX Spark نیز همان ۱۴۰ وات GB10 را دارد. در nvidia-smi محدودیت توان آشکاری وجود ندارد و بنابراین پیکربندی دقیق HP قابل مشاهده نیست.
ویندوز و لینوکس؛ دو مدل متفاوت برای حافظه مشترک
هر دو سیستم از یک استخر حافظه یکپارچه میان CPU و GPU استفاده میکنند، اما مدیریت آن در ویندوز و لینوکس کاملاً متفاوت است. در GB10 و لینوکس، CUDA تقریباً کل حافظه سیستم را در دسترس میبیند. در RTX Spark و ویندوز، بخشی تا سقف ۹۶ گیگابایت بهعنوان حافظه اختصاصی GPU رزرو میشود. CUDA همچنان ۱۰۹.۷ گیگابایت را برای تخصیص میبیند، اما این رزرو بر حافظه در دسترس ویندوز اثر میگذارد؛ در آزمون با رزرو ۸۴.۵ گیگابایت، ویندوز تنها ۴۱ گیگابایت حافظه سیستم گزارش کرد.
فریمور GB10 همچنین ۲ گیگابایت برای نمایشگر رزرو میکند که در بهروزرسانی OTA2610 قابل تنظیم شده است. چنین گزینهای در فریمور RTX Spark دیده نمیشود. کپی حافظه میان میزبان و دستگاه در RTX Spark با ویندوز بیش از دو برابر سریعتر گزارش شده است؛ ۱۳۲.۷ در برابر ۵۹.۴ گیگابایت بر ثانیه. در مقابل، لینوکس اجازه میدهد GPU حافظه معمولی تخصیصیافته توسط CPU را بدون ثبت اولیه بخواند، قابلیتی که ویندوز از آن پشتیبانی نمیکند. حافظه مدیریتشده CUDA نیز در GB10 سریعتر است.
فریمور، کلید فعالسازی قابلیتها
بخش مهمی از تفاوتها به فریمور هر پلتفرم مربوط است. نمونه روشن آن USB4 است. در دستگاههای GB10، سختافزار USB4 وجود دارد و فریمور چهار روتر USB4 را توصیف میکند، اما پیش از راهاندازی سیستمعامل غیرفعال میمانند و لینوکس پورتها را بهصورت کنترلرهای USB 3.2 Gen 2x2 با سرعت ۲۰ گیگابیت بر ثانیه راهاندازی میکند. در RTX Spark داخل HP، دو روتر فعال میشوند و ویندوز میتواند پشته USB4 و تونلسازی PCIe را بارگذاری کند.
در مجموع، RTX Spark و GB10 نشان میدهند که انویدیا یک طراحی تراشه را زیر دو نام تجاری و با دو رویکرد نرمافزاری متفاوت عرضه میکند. حافظه سریعتر، فریمور فعالتر و رفتار متفاوت ویندوز در مدیریت حافظه، مزیتهایی واقعی برای RTX Spark ایجاد میکند؛ هرچند توان محاسباتی خام دو دستگاه تقریباً همسطح باقی میماند.