کاربر عزیز ! اگر میخواهید به طور لحظه ای از بروز رسانی نرم افزار مورد نظر خود آگاه شوید و ایمیل بروز رسانی برنامه مورد نظر خود را در لحظه دریافت نمایید و فهرست برنامه های منتخب خود را در محیط کاربری خود ذخیره کنید همچنین دسترسی به تمامی برنامه های مخصوص اعضای ویژه(VIP) داشته باشید، با پرداخت ماهیانه فقط 2900 تومان از این امکان بهره مند شوید
عضویــــــت
x
X لایسنس آنتی ویروس نود 32
بستن
 
آنلاین: 3868 نفر | تعداد برنامه ها: 5830 | مشاهده و دانلود: 398480377 | آخرین بروزرسانی: 32 دقیقه و 41 ثانیه پیش | اعضاء: 232778 | نظرات: 35056
cobal.ir سرور آپدیت نود 32

سافت گذر دانشنامه نرم افزار - دانلود رایگان نرم افزار

سرور آپدیت نود 32
  • مبل
  • مبلمان سام اکسون
  • samexxonsofa.com
آخرین دانلود شده
یا بخت یا اقبال
نظرات کاربران
نظرات کاربران

ESET NOD32 Offline Update

یک ســـــــــــــلام ویژه و خدا قوت حسابی
از اینکه فایل آپدیت آفلاین آنتی ویروس رو از اسمارت سکیوریتی جدا کردید سپاسگذارم.
موفق باشید

نظرات کاربران

kaspersky serial

با سلام
تمام کلید ها کار نمی کنند
من حتی کلید هایی از سایت چینی و امریکایی پیدا کردم ولی هیچ کدوم کار نمی کنند
کسپر داره هر روز بلک می کنه
شما اگه الان هم یه کی بیاد فردا یا پس فرداش کلید به فنا میره
الان سه روزه که بدون کلید موندم

نظرات کاربران

Billiard

در ابتدا از سایت بسیار مفیدتان تشکر میکنم و این بازی کم حجم و جالب شما هم خوب بود حداقل آدم رو یه ساعتی سرکار می ذاره

نظرات کاربران

ACDSee

سلام به دوستان سافت گذری عزیز
دوستان من ویندوز سون 64 بیت دارم کدوم نسخه بهتره(حرفه ای تره) pro یا ultimate ممنون میشم راهنمایی کنید . با تشکر و سپاس

نظرات کاربران

PrinterShare Mobile Print

برای 5 مدل پرینتر امتحان کردم هیچ کدام نشناخت لطفا بگید بر روی چه پرینتر هایی کار میکنه

نظرات کاربران

Malwarebytes

سلام من انی ویروس نادو 32 اسیت اسمارت دارم من قبلن با تروجان ریمو کار میکردم که پدا نمیکرد در ضن من کارم گرافیسته خدمات کامپیتری هستم فکری به حال کرکش بکنید در ضمن با سایت سافت گذردر ضمینه همکاری فعالیت دارم

نظرات کاربران

آموزش Adobe Acrobat

سلام باز هم ممنون،وحید هستم دوباره از کرج،من چندین ساله که اتوکد کار می کنم خوشحال می شم که دوستان اگه سوالی داشتند برام ارسال کنند و من هم بتونم کمکشون کنم، چون ذکات علم آموختن اون می باشد،این ایمیل منه .....

نظرات کاربران

Limbo

سلام
در جواب دوست پایینی می خواستم بگم که
شما روی شاخه آخرین درخت قبل از رسیدن به عنکبوت یه تله آهنی میبینی
اول برو جلوی عنکبوت بعد جاخالی بده تا عنکبوت پاشو محکم بزنه به زمین اون تله میفته روی زمین
بعد برو تله رو هل بده سمت عنکبوت همین که عنکبون روی شما قفل کرد تله رو بکش عقب تا پای عنکبوت بره داخل تله و قطع بشه
تقریبا تا تهش رو رفتم از این گیرا زیاد داره هنوز اول راهی

نظرات کاربران

Huru Beach Party

من از شما خیلی ممنونم من به شما اتمینان دارام چون بازی های شما خیلی خوب بوده و همه کرک شده هستند.

نظرات کاربران

ESET NOD32 Offline Update

با تشکر از سایت عالی، کاربردی و همیشه آپدیت سافت گذر
در مورد ویروسها و برنامه های مخرب و مقابله با آنها مهمترین چیز سواد و دانش ما در این زمینه است؛
این که از کدام آنتی ویروس استفاده کنید آنقدر مهم نیست که بر سرش بحث و دعوا کنید
این بستگی به سلیقه فرد و انتظارات او از آنتی ویروس دارد
ملاک هایی که برای انتخاب یک آنتی ویروس می توان در نظر گرفت:
قدرت شناسایی و نابودسازی ویروسها و برنامه های مخرب، تاثیر آن بر روی سرعت و کارایی سیستم،
آپدیت آسان و بی دردسر، سازگاری با برنامه های دیگر و کرکها...
( جمال سلیمانی )

نظرات کاربران

Google Chrome

karetun alie..........
az opera betar,be hame pishnahad mikonam downloadesh konaan!
pashimun nemishiiiin!

نظرات کاربران

Trojan Remover

سلام.
خدمتتون خسته نباشيد عرض مي کنم. واقعا سايت جامع و بروزي داريد. خدا خيرتون بده و هميشه پايدار باشيد.

نظرات کاربران

Mirillis Splash

سلام/ممنون از نرم افزارتون/چرا فیلمهای طولانی که از دستگاه دیجیتال ضبط شده رو کامل پخش نمی کنه و نصف فیلم رو پخش میکنه؟

نظرات کاربران

Lingoes

سلام من عادت ندارم خیلی نظر بدم در باره برنامه ای توی سایتا اما این نرم افزار خوب باعث شد نظرم رو بذارم توی وبسایت شما

نظرات کاربران

windows 8 1

تشکر میکنم اززحمات گرانقدر مدیران دلسوز و زحمت کش سافت گذر

واقعا جای همچین نسخه ای که اولا کاربردی برای کاربران خانگی هست وثانیا فاقدنسخه های اضافی بوده و کاردانلود روبرای دوستان عزیز اسونتر کرده.

ازاینها که بگذریم سایت سافت گذر اولین سایتی هست که نسخه های بدون دستکاری روبدون افزودن هیچ افزونه ویا برنامه اضافی برای دانلود قرار میده.واقعا خسته نباشید...

نظرات کاربران

Toshiba Bluetooth Stack

می بخشید، مادربرد من بلوتوث داره. هنگام نصب این برنامه در یک مرحله پیغام میدهد که دستگاه بلوتوث خود را متصل کنید. باید چیکار کنم؟ بلوتوث مادربردم رو خاموش و روشن کنم؟ چطور این کار رو کنم؟ ممنون میشم اگه کسی راهنماییم کنه

نظرات کاربران

Internet Download Manager

خسته نباشید
من رفتم وبسایت آی دی ام گویا توی ورژن 6.13 مشکلش با مرورگر ها حل شده. حالا من اینو دیدم باز اهل فن برن یه نگاهی بندازن که آیا حتما 6.13 یا 6.11 نیازه یا خیر؟ چون مثلا تو فایرفاکس من که 13.0.1 هست در قسمت Add-ons آی دی ام IDM CC7.3.11 متاسفانه disable هستش.اینم اون متن پاراگراف اول وبسایت رسمی آی دی ام نوشته

New! Internet Download Manager v6.11. Fixed compatibility problems with different browsers including Internet Explorer 9 Final, all Mozilla Firefox versions up to Mozilla Firefox 14 (Aurora), Google Chrome. Improved FLV grabber to save videos from web players on YouTube, WOW! Google Video, MySpace TV, and other popular sites

نظرات کاربران

kaspersky serial

علی یار و یاور شما باشه
دستتون درد نکنه

نظرات کاربران

Microsoft NET Framework

فقط می تونم بگم خدا سافت گذرو از ما نگیره!!

نظرات کاربران

Avast

سلام دوستان بزرگوار. من مدتی بود NOD32 روی سیستمم، به درستی یا اشتباه فایل هایی رو مخرب تشخیص می داد، اما پیغام می داد که: " ناتوان هست از قرنطینه کردن اون ها. " حتی به آخرین ورژن هم ارتقائش دادم، اما هی تعداد این پیام ها بیشتر می شد.
از طرفی هم مدتی بود نظرم نسبت به آنتی ویروس هایی نظیر AVG، Avira و Avast جلب شده بود تا سرانجام این آنتی ویروس و در حقیقت Internet Security رو دانلود کردم و تا الان هم مشکلی نداشتم و می شه گفت که واقعا تحت تأثیر هم قرار گرفتم. اما چند سؤال داشتم:
1) روند آپدیت این آنتی ویروس آیا به گونه ای هست که بشه شبیه به NOD32 و غیره، فایل های آفلاین اون رو مثلا در بسته های یک ماهه از اینترنت دانلود کرد؟ آیا سایتی برای این کار سراغ دارین؟
2) آیا تنها راه اعمال آپدیت ها به شکل آفلاین، همین شکلی هست که دوست ارجمندمون در نظرات توضیح دادن؟ و مثلا نمی شه در محیط و Load نرمال ویندوز، پروسس آواست رو ببندیم و آپدیت رو اعمال کنیم؟
3) گزینه ی Sanbox این نرم افزار که قابلیت بسیار خوبی هست، آیا همیشه به طور پیش فرض مرورگرها رو به داخل فضای شنی می‌بره؟ آیا تا به حال تجربه ای نامطلوب از کارکرد مرورگرتون در این محیط داشتین؟
4) احتمالا تا به حال در مورد آنتی ویروس ایرانی « شید » هم شنیدین. ظاهرا عنوان کردن که از دو موتور NOD32 و Avast استفاده می‌کنه و سعی شده محاسنشون رو یکجا داشته باشه. من اطلاعات فنی و تئوری خود سایت رو خواهان نیستم. بیشتر مایلم تجربه‌ی احتمالی شما از کارکرد باهاش رو بدونم و ببینم آیا نظر کسانی که امتحانش کردن رو جلب کرده یا خیر؟

سافت گذر

روایت روز / کرامات امام رضا (ع) از زبان بزرگان


 

آنچه که در ادامه می‌آید شرح حال یکی از این جوانان‌پاک ضمیر است که با اعجاز رضوی از کانادا راهی مشهد الرضا(ع) می‌شود تا با محبوب خویش ملاقاتی داشته باشد، این کرامت عجیب از کتاب «کرامات امام رضا از زبان بزرگان» به نقل از حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی انصاری نقل می‌شود:

* همه چیز از جشن میلاد شروع می‌شود

در یک شب سرد زمستانی سال ۱۳۷۲ وارد صحن انقلاب شدم، سرما تا عمق استخوان‌های انسان نفوذ می‌کرد و کمتر کسی در آن شرایط از خانه خود می‌زد بیرون، صحن هم به طرز کم سابقه‌ای خلوت بود، به دالانی که بین صحن انقلاب و صحن مسجد گوهرشاد وجود دارد وارد شدم، متوجه جوانی با حدود ۳۵ سال سن شدم که چمدان مسافرتی نسبتا بزرگی در دست داشت و از یکی ـ دو نفر چیزی پرسید، ولی انگار آن‌ها نتوانستند جوابش را بدهند. به سوی من آمد و گفت: شب‌ بخیر آقا!

به زبان انگلیسی حرف می‌زد، آنهم با لهجه‌ آمریکایی رایج در کشور کانادا، وقتی به همان زبان و با خوشرویی جوابش را دادم، نفس راحتی کشید و گل از گلش شکفت. ادامه داد:

ـ ببخشید! آقای علی ‌بن موسی‌الرضا، کجا هستند؟ می‌خواهم ایشان را ببینم.

راستش را بخواهید حسابی جا خوردم. پرسیدم:

ـ معذرت می‌خواهم، ممکن است خودتان را معرفی کنید؟

ـ من دانشجوی رشته‌ حقوق در دانشگاه تورنتوی کانادا هستم، اصالتاً لبنانی‌ام، ولی در کانادا متولد شده‌ام و دینم «مسیحیت» است.

ـ یعنی شما یک «مسیحی» هستید؟

ـ بله، یک مسیحی کاتولیک.

با تعجب پرسیدم:

ـ پس اینجا چه کار می‌کنید؟!

ـ دعوت شده‌ام که آقای علی‌بن موسی‌الرضا(ع) را ملاقات کنم.

ـ چه کسی شما را دعوت کرده است؟

ـ خود ایشان.

دیگر حسابی گیج شده بودم، با وجود آن همه سابقه‌ تبلیغ دینی در داخل و خارج کشور، تا کنون نشنیده بودم که حضرت علی‌بن موسی‌الرضا(ع) شخصاً از کسی دعوت کرده باشد که به دیدارش بیاید، آن هم از یک جوان مسیحی کانادایی! ادامه دادم:

ـ شما ایشان را دیده‌اید؟

ـ بله سه یا چهار بار.

این دیگر برایم باور کردنی نبود، از این رو پرسیدم:

ـ یعنی شما با چشمان خودتان علی‌بن موسی‌الرضا(ع) را دیده‌اید؟!

ـ بله دیده‌ام، البته در عالم رویا.

ـ یعنی اگر الان او را ببینید می‌شناسید؟

ـ بله، البته.

موضوع دیگر خیلی جالب شده بود، از او خواهش کردم چند دقیقه‌ای وقتش را به من بدهد و با هم در کناری بنشینیم و صحبت کنیم، او هم قبول کرد، کم کم داشت هیجان بر من غلبه می‌کرد، ضربان قلم تند‌تر شده بود، پرسیدم:

ـ ممکن است نحوه‌ آشنا شدنتان با آقای علی‌بن موسی الرضا(ع) را از اول و به طور کامل برای من بیان کنید؟

ـ بله، البته. یک شب داشتم در یکی از خیابان‌های شهر تورنتو قدم می‌زدم که دیدم جمعیت زیادی در جایی تجمع کرده‌اند و رفت و آمد زیادی در آنجا صورت می‌گیرد، آن ساختمانی را هم که مردم به آنجا رفت و آمد می‌کردند، چراغانی کرده و حسابی آذین بسته بودند. رفتم جلو و سؤالاتی کردم.

معلوم شد آنجا مسجد مسلمانان ایرانی است و در آن یک جشن مذهبی برپا است.

وارد شدم ببینم چه خبر است، چند نفر از آن‌ها به احترام من از جایشان بلند شدند و پس از خوشامد‌گویی مرا در کنار خود نشاندند و بلافاصله با شربت و شیرینی و بستنی و شکلات از من پذیرایی کردند، مرشد آن‌ها داشت به زبان انگلیسی سخنرانی می‌کرد و همه با دقت به سخنانش گوش فرا می‌دادند، من هم محو گفته‌هایش شدم و برای اولین بار، به طور مستقیم و از زبان یک مرشد مسلمان با اسلام آشنا شدم.

هنگام خروج از مسجد، به هر کس یک کتاب هدیه می‌کردند، یکی هم به من دادند، من هم خیلی خوشحال شدم و تشکر کردم، وقتی قدم زنان در پیاده‌رو خیابان به سوی خانه‌ام حرکت می‌کردم، همه هوش و حواسم به حرف‌هایی بود که از آن مرشد مسلمان شنیده بودم، به طوری که متوجه اطرافم نبودم و اصلاً نفهمیدم کی به منزلم رسیدم.

وقتی لباس راحتی پوشیدم و به رختخواب رفتم، آن کتاب را هم برداشتم تا یک نگاهی به آن بیندازم چون فردایش فرصت این کار را نمی‌یافتم.

* دوست دارم بتوانم بیایم پیش شما!

هر ورقی از آن کتاب را که می‌خواندم وسوسه می‌شدم ورق بعدی را هم بخوانم! نشان به این نشان که تا وقتی کتاب را تمام نکردم نتوانستم آن را زمین بگذارم! آن کتاب درباره قدیس مسلمانی به نام «علی‌بن موسی‌الرضا» بود، شخصیت و سخنان زیبا و روحانی آن قدیس آسمانی مرا مجذوب خود کرده و تمامی قلمرو اندیشه‌ام را تسخیر کرده بود، لحظه‌ای نمی‌توانستم از فکر آن قدیس خارج شوم، در رختخواب خودم دراز کشیده بودم و با آنکه تا صبح چیزی نمانده بود نمی‌توانستم بخوابم، بالاخره متوجه نشدم که کی خوابم برد زیرا با خواب هم وارد سرزمینی شدم که در آن کتاب ترسیم شده بود، سرزمینی روحانی، معنوی و آسمانی! سرزمینی که هرگز همانند آن را حتی در فیلم‌های تخیلی هم ندیده بودم و همه کاره‌ آن سرزمین، مردی نورانی و آسمانی بود که هرگز از تماشایش سیر نمی‌شدی، از او خواهش کردم که چند لحظه‌ای با من بنشیند، او هم قبول کرد وقتی نشست با خوشرویی پرسید:

ـ با من کاری دارید؟

من هم با دستپاچگی و من و من کنان جواب دادم:

ـ ب ... ب.. بله! متأسفانه من شما را نشناختم!

ـ مرا نشناختی؟! من «علی بن موسی‌الرضا» هستم.

ـ علی‌بن موسی‌الرضا؟! این اسم را شنیده‌ام اما به خاطر نمی‌آورم...

ـ من همان کسانی هستم که شما تا پایان شب کتاب مرا مطالعه کردید و در پایان، توی دلتان گفتید؛ «خدایا اگر چنین قدیسی وجود دارد دوست دارم او را ببینم».

این را که شنیدم، گل از گلم شکفت و پرسیدم:

ـ در حال حاضر، پیش تو و میهمان توام.

ـ دوست دارم بتوانم بیایم پیش شما.

ـ خب می‌توانی میهمان من باشی.

ـ میهمان شما؟ اینکه عالی است. ولی جای شما کجا است؟

ـ ایران.

ـ کجای ایران؟

ـ شهری به نام مشهد.

چند لحظه رفتم توی فکر؛ من ایران را می‌شناختم، اما هرگز اسم مشهد را نشنیده بودم!

رفتن به چنین شهری برای من چندان آسان نبود، هم از نظر اقتصادی، هم از نظر ناآشنایی به منطقه و هم از جهات دیگر، این بود که پرسیدم:

ـ آخر من چه طور می‌توانم به دیدار شما بیایم؟!

ـ من امکانات رفت و برگشت شما را فراهم می‌کنم.

*خرج سفری که از سوی ضامن آهو(ع) پرداخت شد

بعدش هم آدرس و شماره تلفن یکی از نمایندگی‌های فروش بلیت هواپیما را به من دادند به همراه یک نشانی و علامت و گفتند:

ـ به آنجا که رفتی، می‌روی سراغ شخصی که پشت میز شماره‌ چهار است، نشانی را می‌دهی، بلیت را می‌گیری و به ملاقات من می‌آیی.

وقتی که از خواب بیدار شدم آن را جدی نگرفتم، ولی چند شب پیاپی دیگر هم ایشان را در خواب دیدم، آخرین شب به من گفت:

ـ چرا نرفتی بلیتت را بگیری؟

تا این جمله را گفت از خواب پریدم، خیس عرق بودم و قلبم به شدت می‌زد، دیگر خوابم نبرد و برای شروع ساعت اداری لحظه شماری می‌کردم.

اول وقت به راه افتادم، همه نشانی‌ها درست بود، وقتی نام و نشانی خود را به کارمندی که پشت میز شماره‌ چهار نشسته بود گفتم، اظهار داشت:

ـ چند روز است که بلیت شما صادر شده است، چرا نیامده‌اید آن را دریافت کنید؟! تا زمان پرواز فرصت زیادی ندارید!

خواستم از مبلغ هزینه‌ بلیت بپرسم که کارمند هواپیمایی گفت:

ـ تمام هزینه‌ بلیت شما قبلا پرداخت شده است.

بعد هم بلیت را دستم داد، بلیتی که به نام من صادر شده بود با این مسیرها:

«تورنتو، لندن، تهران، مشهد، تهران، لندن، تورنتو».

پس از شنیدن این حرف‌ها از یک جوان مسیحی کانادایی، دیگر بیش از حد هیجان زده شده بودم، رنگ چهره‌ام کاملاً عوض شد و ضربان قلبم شدید‌تر گردید و تنم شروع کرد به لرزیدن گفتم.

ـ همین الان از راه رسیده‌ام و به تاکسی فرودگاه گفتم که مرا ببرد به منزل آقای علی‌بن موسی‌الرضا، او هم مرا آورد اینجا و پیاده کرد. حالا نمی‌دانم که چه طور می‌شود ایشان را ملاقات کرد؟

دیگر چنان هیجان زده شده بودم که جوان کانادایی هم متوجه لرزش تن و تغییر رنگ چهره‌ام شد و پرسید:

ـ آیا طوری شده است؟! چرا این جوری شده‌اید؟! نکند حالتان خوب نیست؟!...

ـ نه، نه، حال من کاملاً خوب است، فقط از اینکه که می‌بینم شما مورد توجه آقا علی‌ بن موسی‌ الرضا(ع) واقع شده‌اید خوشحال و خرسندم و کمی دچار هیجان گشته‌ام.

ـ آخر برای چه؟

ـ برای اینکه این شخص از بزرگ‌ترین قدیسان آسمانی است که خدا او را در بین ما زمینیان قرار داده و هر کسی که او را می‌شناسد آرزو می‌کند بتواند مورد توجه او قرار گیرد، حتی برای لحظه‌ای کوتاه !...

جوان کانادایی، انگار که دیگر تاب تحمل شلاق انتظار را نداشته باشد، ملتمسانه به من گفت:

- ممکن است که از شما خواهش کنم هر چه زودتر مرا پیش این آقا ببرید؟

چمدان و کفش‌ها را به کفشداری مسجد گوهرشاد سپردیم و وارد شدیم.

هنوز از پله‌های تالار مقابل ضریح پایین نیامده بودیم که ازدحام جمعیت را دید:

- این جمعیت انبوه، در این وقت شب این جا چه کار می‌کنند؟!

- این‌ها هم مثل من و شما برای ملاقات علی بن موسی الرضا(ع) به این جا آمده‌اند.

- اما من فکر می‌کردم ایشان تنها از من دعوت کرده‌اند که به دیدارشان بیایم، آن هم یک دیدار خصوصی! حالا... حالا توی این شلوغی، چه طور می‌توانیم از ایشان وقت ملاقات بگیریم؟ من دوست دارم ایشان را به تنهایی ملاقات کنم.

- مگر ایشان شما را دعوت نکرده؟

- چرا.

- پس خودشان هم با تو ملاقات خواهند کرد.

- حالا ما چه طور خودمان را به ایشان معرفی کنیم؟

- او نیازی به معرفی ندارد، همان‌طور که قبلاً به دیدار تو آمده، خود او همین جا صدایت خواهد کرد.

به خوبی می‌شد برق شگفتی و تعجب را در چشمان او دید، اما دیگر چیزی نپرسید و با هم از پله‌ها پایین رفتیم و به سمت ضریح حرکت کردیم، او نمی‌دانست که ضریح چیست! گفت:

- حتما ایشان در جای بلندی نشسته‌اند و مردم هم اطراف او را گرفته و با او ملاقات و گفتگو می‌کنند.

- نه!

- نکند این شخص، یک موجود خیالی است و وجود خارجی ندارد؟

- نه! کاملاً واقعی است. یک موجود خیالی نمی‌تواند از تو دعوت کند که از آن طرف دنیا به دیدارش بیایی، آدرس این جا را هم به تو بدهد و بلیت رفت و برگشت تو را نیز برایت تأمین کند و ...

کم کم دیگر به ضریح نزدیک شده بودیم.

پرسید:

- چرا این مردم به این صندوق چسبیده‌اند؟!

- آخر، آقا علی بن موسی‌الرضا(ع) داخل آن هست.

- آیا می‌شود او را دید؟

- بله.

- چطور؟

- همان گونه که خدا را در دل می‌بینی.

- بله، درست است.

- آیا تا به حال حضرت عیسی(ع) را دیده‌ای؟

- بله، بارها، اما در خواب.

- آقای علی بن موسی الرضا هم همان طور برایت مجسم خواهد شد، زیرا او در بیش از هزار سال قبل به دست دشمنانش شهید شده است.

- حالا ایشان چه گونه با ما ارتباط برقرار می‌کند؟

- مگر تو نحوه‌ ارتباط خدا با بشر را نمی‌دانی؟ اصلاً تو چطور با حضرت مریم(س) و حضرت عیسی(ع) ارتباط برقرار می‌کنی؟

- خب ما یک چیزی در جهان غرب داریم که دانشمندان و روانکاوان درباره‌ آن صحبت می‌کنند...

- بله، ارتباطی به نام «تله پاتی»، یعنی ارتباط روحی بین دو انسان، از راه دور، درست است؟

- بله، همین طور است.

پس از رد و بدل شدن این حرف‌ها، برای اینکه در میان ازدحام جمعیت، اذیت نشود، او را از سمت بالا سر حضرت به نزدیک ضریح هدایت کردم و گفتم:

- تو در همین جا بایست تا خود آقا به دیدارت بیاید.

بعد هم کتاب دعایی را باز کردم و در کنار وی مشغول خواندن زیارت‌نامه شدم، اما راستش را بخواهید تمام هوش و حواسم متوجه جوان کانادایی بود و از خواندن زیارت‌نامه چیزی نفهمیدم.

او هم به ضریح زل زده بود و انگار که رفته باشد توی یک عالم دیگر ناگهان به زبان آمد و گفت:

- آقای علی بن موسی الرضا ...

و بی آنکه سلامی بکند ادامه داد:

- شما مرا دعوت کردید، من هم آمدم و ...

حدود یک ساعت و نیم با امام رضا(ع) حرف زد و اشک ریخت، اشکی به پهنای تمام صورتش! من بعضی از حرف‌هایش را می‌فهمیدم و بعضی را نه، وقتی ملاقاتش به پایان رسید به او گفتم:

- گمان نمی‌کردم شما این همه راه را برای دیدن کسی آمده باشی و آن وقت با دیدنش این چنین گریه کنی!

*صحبت‌هایی که امام رضا(ع) با این جوان کانادایی کرد

- بله، خودم هم گمان نمی‌کردم، اما جذابیت فوق‌العاده‌ای این قدیس آسمانی، بی‌اختیار مرا به گریه وا می‌داشت، به خصوص لحظه‌ پایانی دیدار که به من گفت:

«شما دیگر خسته شده‌اید، بروید و استراحت کنید، فردا منتظر شما هستم».

این جدایی و انفصال برایم خیلی سخت بود و اشک مرا بیشتر درآورد!...

بی ‌آنکه جوان کانادایی نمازی بخواند یا دعایی بکند، از حرم خارج شدیم.

در هتل تهران یک اتاق دو نفره برایش گرفتم تا بتوانم خودم هم در کنارش باشم و ماجرا را پی بگیرم. پس از صرف شام، پرسیدم:

- با آقای علی بن موسی‌الرضا (ع) چه صحبت‌هایی کردی؟

- از ایشان سؤال‌هایی کردم و ایشان هم جوابم را داد، سؤال‌هایی درباره دنیا، آخرت، انسانیت، عاقبت انسان و آینده‌ بشریت. بعد هم به من سفارش کردند که «اگر می‌خواهی درهای روشن زندگی و بهشت دنیا و آخرت را ببینی حتماً به قرآن سری بزن»

گفتم: اسم قرآن را شنیده‌ام، ولی تا به حال به آن سر نزده‌ام.

آقا هم مدتی برای من قرآن خواند، آن هم با لحنی جذاب و ملکوتی! چنان جذب آوای ملکوتی قرآنش شده بودم که یکسره و بی‌اختیار، اشک می‌ریختم! از همان جا حسابی شیفته‌ قرآن شدم و اظهار داشتم:

- امیدوارم من هم بتوانم قرآن بخوانم و از آن لذت برده و استفاده کنم.

- گفت: به شرطی می‌توانی از این کتاب بهره‌‌ کامل ببری که اصل و ریشه‌ آن را بپذیری.

گفتم: اصل و ریشه‌ این کتاب چیست؟

آن وقت برایم سلسله‌‌ پیامبران الهی را توضیح داد که از حضرت آدم(ع) آغاز شده و با حضرت محمد(ص) پایان می‌پذیرد، حضرت محمد(ص) هم جانشینانی دارد که آقای علی بن موسی الرضا، هشتمین جانشین ایشان است و من باید همان‌گونه که حضرت عیسی(ع) را پذیرفتم، سایر پیامبران و جانشینان آخرین پیامبر را نیز بپذیرم، در این صورت است که ایمانم کامل شده و می‌توانم از قرآن، بیشترین بهره را ببرم...

من که با حرص و ولع به سخنان جوان کانادایی گوش می‌دادم با کنجکاوی فراوان پرسیدم:

- خب، آقا چیز دیگری هم برای تو فرمودند؟

- بله، ایشان پنج اصل اعتقادی را به من فهماندند.

- خب، آن پنج اصل چه بودند؟

کاغذی را که پس از مکاشفه بر روی آن چیزهایی را یادداشت کرده بود، از جیبش درآورد و از روی آن خواند:

«توحید، نبوت، عدل، امامت و معاد»

بعد هم اعتقاد به قیامت را شرح داد و گفت:

- من تاکنون این پنج اصل را در هیچ سبک و روش دینی نشنیده بودم!

- درباره‌ اسم دین برای شما توضیحی نداد؟

- اتفاقاً چرا! زیرا من پرسیدم؛ «دین شما چه دینی است؟» و ایشان پاسخ داد:

«دین اسلام، و تا کسی مسلمان نباشد در دنیا و آخرت، خوشبخت نخواهد شد.»

- خب تو چه کردی؟

- من هم به دست ایشان مسلمان شدم.

با هیجان و شگفتی و با حالت ذوق زدگی سؤال بعدیم را مطرح کردم:

- چه گونه مسلمان شدی و چه کلماتی را بیان کردی؟

- من برای اولین بار این کلمات را یاد گرفتم و با بیان آن‌ها مسلمان شدم...

و آن‌گاه به زبان عربی شکسته گفت:

«اشهد ان لا اله الا الله، واشهد ان محمداً رسول الله، واشهد ان علیاً ولی الله»

من هم خیلی خسته‌اش نکردم و گذاشتم در حال خودش باشد. آن شب را آرام گرفتیم و استراحت کردیم، وقتی من طبق عادت، پیش از اذان صبح از خواب بیدار شدم تا به حرم امام رضا (ع) مشرف شوم، او هم بیدار شد و پرسید:

- کجا می‌روی؟

- می‌روم به دیدار علی بن موسی الرضا(ع)‌

- صبر کن! من هم با تو می‌آیم.

- تو که همین چند ساعت قبل با او صحبت کردی آن هم به مدت یک ساعت و نیم...

- ولی من خیلی حرف‌های دیگر هم دارم که باید با او بزنم. حرف‌های من به این زودی‌ها تمام نمی‌شود.

وقتی دوباره در قسمت بالا سر حضرت(ع) ایستاد و به ضریح زل زد، دوباره ارتباطش با امام رضا(ع) برقرار شد و شروع کرد به صحبت کردن. حرف‌هایش که تمام شد، وضو گرفت و به نماز ایستاد و بی‌ آنکه کسی قبلاً به او حمد و سوره و سایر کلمات عربی نماز را یاد داده باشد، با زبان عربی لهجه‌‌دار و شکسته بسته نماز خواند! بعد هم گفت:

در پایان دیدارم با آقای علی بن موسی الرضا، گفتم:

- دلم می‌‌خواهد باز هم به دیدار شما بیایم.

التماس دعا
کد خبر: 14603 گروه خبری: اخبار مناسبت ها منبع خبر: سافت گذر تاریخ خبر: 1392/02/08 تعداد مشاهده: 1425
کلید واژه ها:

, ,

سافت گذر
نظرات بینندگان

تخریبچی 1392/02/10 07:33
سلام
ممنونم سافتگذر از این داستانت
اشکم جاری شد
fexofenadin kinder forskningogkaffe.site fexofenadin nebenwirkung
ناشناس 1392/02/09 03:37
بسیار عالی
داستان بسیار جالبی بود
یک جوان کانادایی مورد عنایت امام رضا(ع) قرار گرفته.
ممنون سافتگذر
yasin 1392/02/08 23:16
سلام .
ما باید باور کنیم آقا امام رضا خیلی بیشتر از این ها به ما توجه دارند. ولی ما خودمون خورده ریزه داریم. انشا الله که ما هم با قلب پاک بتونیم به این زیبایی با آقا ارتباط باشیم به برکت اللهم صل علی محمد و آل محمد.
ehy7 1392/02/08 18:16
خوش به حالش.بعضی ها واقعا چه دل پاکی دارن که به همین راحتی ائمه(ع) میخرنشون.

کاشکی چنین توفیقی نصیب ما هم بشه؛ما فقط اسممون مسلمونه و فقط ادعا داریم :(

خدا کنه ما هم آدم بشیم تا بتونیم مولا و سرورمون آقا امام زمان(عج) رو ببینیم و نوکریشون رو بکنیم.
حمید 1392/02/08 13:38
سلام امام عزیز و غریبم
خیلی دوست دارم
منم 1392/02/08 12:32
خیلی زیبا بود.

انشاءالله با امام رضا محشور بشی.
نام و نام خانوادگی:
نظر شما:
لطفاً فارسی بنویسید
ایمیل:
نام پایتخت ایران؟
» ایمیل وارد شده نمایش داده نمی شود و فقط برای ارتباط با شما مورد استفاده قرار می گیرد.