قصه مرغ قرمز کوچولو یه قصه جذاب و شنیدنی در مورد مامان مرغه هست که با تلاش و پشتکار هدفی مهم رو دنبال میکنه. قصه مرغ قرمز کوچولو یکی بود یکی نبود در مزرعه ای زیبا مرغی قرمز به همراه چند جوجه ناز و مامانی در کنار حیواناتی دیگر زندگی می کرد. توی این مزرعه یه خوک تنبل و چاقالو، یه گربه و یه موش هم بودند. خوک هر روز روی لجن ها لم میداد و می خورد و می خوابید. گربه و موش هم که دیگه خودتون میدونید چه آتیشها میسوزونن! موش بدو گربه بدو. مامان مرغه هر روز صبح جوجه ها رو از لونه بیرون می آورد و برای گشت و گذار و خوردن غذا به مزرعه می برد. مرغ قرمز کوچولو عادت داشت کرم های چاق و خوشمزه رو پیدا کنه و بخوره و به بچه هاش هم بده.